- جای خوبیه ، اگه بارون بند می اومد می شد اینجا بمونیم .
دشتی بود که تا چشم می رفت پر بود از شقایق هایی که سرخیشان چشم را می زد و تک درختی که نگاه را به خودش می دوخت . نگاهشان که کردم بی اختیار یاد بچگی هایم افتادم . آن وقت ها شاید که من و سوری گل توی سبزه های روبروی خانمان از همین گلها می چیدیم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیما در جمعه یکم آذر 1387 و ساعت
9:29 |
